صفحه اصلی / آموزش بازاریابی فروشگاه مجازی / بازاریابی چریکی یا پارتیزانی

بازاریابی چریکی یا پارتیزانی

از میان همه‌ی رسانه‌های تبلیغاتی، تلویزیون، رادیو و بیلبورد جزو گران قیمت‌ترین رسانه‌ها هستند که کسب و کارهای کوچک و بسیاری از استارت آپ‌ها به احتمال زیاد نمی‌توانند از آن استفاده کنند.
در چنین شرایطی بهترین راهکار، استفاده از بازاریابی پارتیزانی یا چریکی (Guerrilla Marketing) است.

بازاریابی چریکی یا پارتیزانی (Guerrilla Marketing)

حالا یک سوال از شما می‌پرسیم. به نظرتان بازاریابی پارتیزانی یعنی اینکه یک حرکت خلاقانه‌ی این چنینی بزنیم و آن را در جایی پیاده‌سازی کنیم و تمام؟ کار ما شد بازاریابی پارتیزانی؟ خب مسلما نه! این دو تا را با همدیگر قاطی نکنید! «تبلیغات خلاقانه» و «بازاریابی پارتیزانی».

خب بازاریابی پارتیزانی چه اصولی دارد؟ چگونه است؟ چگونه خلاقیتم در راستای بازاریابی پارتیزانی باشد؟
با Modir TV همراه باشید:

۱) بازاریابی پارتیزانی چگونه خلق شد؟

 

پدر علم بازاریابی پارتیزانی، «جی کنراد لوینسون» است که در سال ۱۹۸۴ کتابی با نام «بازاریابی پارتیزانی» را چاپ کرد که در آن ضمن معرفی این روش، تمرکزش را بر این موضوع گذاشت که چطور یک شرکت کوچکمی‌تواند با بودجه کم، با شرکت‌های بزرگ‌تر رقابت کند.

۲) تعریف بازاریابی پارتیزانی یا چریکی

استفاده از استراتژی‌هایی ارزان و خلاقانه و با استفاده از ابزارهایی غیر معمول، در جهت پیشبرد اهداف بازاریابی‌مان.

۳) تفاوت بازاریابی سنتی و چریکی

اصلی‌ترین تفاوت این دو در تاکتیک‌های آن‌هاست که در مورد بازاریابی چریکی بر این موارد تاکید زیادی دارد:

  • خلاقیت

  • روابط خوب

  • رضایت

اصول بازاریابی پارتیزانی

از جمله اصلی‌ترین تفاوت‌های بازاریابی پارتیزانی با دیگر روش‌های بازاریابی می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • نبود مشکل کمبود بودجه: در بازاریابی پارتیزانی، بر خلاف دیگر روش‌ها، کمبود بودجه را می‌توان با خلاقیت بیشتر، تفکر بیشتر و تلاش بیشتر حل نمود.

  • نبود روش آزمون و خطا: در بازاریابی چریکی، ما چیزی به نام «آزمون و خطا» نداریم! همه چیز بایستی بر مبنای آمار و ارقام باشد.

  • تمرکز بر مشتریان فعلی: در این روش، بیشتر از این که تمرکزمان بر جذب مشتری جدید باشد، بر مشتریان فعلی (یا حداقل کسانی که ما را می‌شناسند) تمرکز می‌کنیم.

  • عدالت بین کسب و کارهای کوچک و بزرگ: میزان اثربخشی بازاریابی پارتیزانی برای کسب و کارهای کوچک و بزرگ، هیچ فرقی ندارد (و یا حداقل تفاوت محسوسی ندارد).

  • سود به جای فروش: معیار ارزیابی بازاریابی چریکی، میزان مثبت شدن شیب نمودار سود شرکت (نه فروش لحظه‌ای)، می‌باشد.

در بازاریابی پارتیزانی (Guerrilla Marketing) سعی می‌کنیم تا چارچوب ذهنی مخاطب را شکسته، و پیام خود را به او برسانیم.

انواع بازاریابی پارتیزانی + مثال بازاریابی پارتیزانی

طبق داده‌های ثانویه به دست آمده توسط شرکت‌های فعال در زمینه بازاریابی چریکی، ۱۱ روش مختلف برای بازاریابی پارتیزانی تعریف شده است که هدف همه‌ی آن‌ها استفاده از بازاریابی پارتیزانی و تکنیک‌های روان شناختی آن، در راستای تحقق اهداف بازاریابی و استفاده هر چه بیشتر از رسانه‌های آفلاین می‌باشد.

نکته‌ای که باید بدانید این است که بیشتر این روش‌ها سعی می‌کنند تا با استفاده از بازاریابی اینترنتی و انواع روش‌ها و رسانه‌های آن (مثلبازاریابی شبکه‌های اجتماعی)، بازدهی بازاریابی پارتیزانی شما را هر چقدر که می‌شود افزایش دهند.

۱) Astroturfing

 

روشی‌ست که در آن از طریق یک سری بلاگ‌های مردمی (که در اصل مردمی نیستند و مالک آن‌ها شرکت ماست)، در مورد کمپینی که برگزار کرده‌ایم صحبت می‌شود، اخبار آن بازنشر می‌شود و به طور کلی منظورمان این است که Viral می‌شود.

این روش بسیار شبیه Press Release یا ریپورتاژ آگهی می‌باشد، با این تفاوت که معمولا در ریپورتاژ آگهی، در ابتدای مقاله نوشته می‌شود که:

این مقاله یک ریپورتاژ آگهی‌ست و ما هیچ مسئولیتی در قبال صحت و عدم صحت اطلاعات آن نداریم!

ولی شما می‌خواهید که این اتفاق به صورت کاملا طبیعی رخ دهد، پس ابتدا بحثش را در بلاگ‌هایی که برای خودتان است (و ترجیحا کسی نمی‌داند که برای خودتان است) راه بیندازید، تا بعد از آن شاهد وایرال شدن آن در رسانه‌های دیگر باشید.

۲) بازاریابی ویروسی (Viral Marketing)

چند وقت پیش شیپور (اپلیکیشن ثبت آگهی کالا و خدمات و املاک و…) یک کمپین بامزه راه انداخت که مثلا در یک بیلبورد، عکس یک فرغون دست دوم را گذاشته بودند و کنارش اتیکت قیمت (!) و در یک گوشه  بیلبورد هم لوگو و شعار شیپور درج شده بود.

این کمپین را خیلی‌ها در بیلبوردهای خیابان دیدند اما چند برابر این افراد، کسانی از این کمپین آگاه شدند که عضو کانال‌های تلگرامی و پیج‌های اینستاگرامی معروف بودند (مثل مملکته، توییتر فارسی، گیزمیز، فلان و…).

حتی بعضی از این پیج‌ها شوخی‌هایی هم با این کمپین کردند و مثلا با فتوشاپ، عکس آفتابه (!) و چند تا کالای خنده‌دار دیگر را گذاشتند و خلاصه کلی آدم درگیر این کمپین شدند!

۳) بازاریابی دهان به دهان

در این روش، مردم در مورد یک کالا یا یک خدمات یا یک برند، به همدیگر اطلاع می‌دهند. فرد به فرد. ربطش به بازاریابی پارتیزانی چیست؟ این مکالمه را بین دو نفر ببینید، خودتان دستگیرتان می‌شود:

+ اون تبلیغ جاروبرقیه رو دیدی (دیده‌ای؟) تو اتوبان فلان؟
– نه… خب؟
هیچی وارد تونل که می‌خواستی بشی، یه جوری طراحی کرده بودن که انگار داری میری داخل لوله جاروبرقی! بالاشم بیلبورد شرکته بود.
– چجوری یعنی؟
بزار عکسشو سرچ کنم… ایناهاش
– آها! هههه باحال بود. کدوم شرکته؟
+ برند 
Miele

بازاریابی چریکی برند Miele

۴) تبلیغ در بسته‌بندی دستمال کاغذی (Tissue-Packing Advertising)

این هم نوع دیگری از بازاریابی پارتیزانی‌ست که اولین بار ژاپنی‌ها از آن استفاده کردند. البته دستمال کاغذی برای این روش یک مثال است، شما می‌توانید از چاپ بر روی کبریت، بلیط مسابقه فوتبال و… نیز استفاده کنید.

تبلیغ در بسته‌بندی دستمال کاغذی توسط مک دونالد

۵) بیلبورد تبلیغاتی رایگان!

پوسترها و بنرهای مختلفی هستند که در بسیاری از اماکن می‌توانید آن‌ها را نصب کنید و پولی هم بابت آن‌ها نپردازید. از این روش می‌توانید برای بازاریابی پارتیزانی خود استفاده کنید. مردم حتما که نباید خلاقیت شما را در بیلبورد اتوبان همت ببینند! کلی دیوار و تیر چراغ برق و… در این شهر موجود است!

 

۶) بازاریابی محیطی

در این روش بازاریابی، بیشتر تمرکزمان بر این است که چیزی را در محیط بیرون، یک جوری به حوزه کسب و کارمان ربط بدهیم.

بازاریابی چریکی به سبک بازاریابی محیطی توسط آدیداس

بازاریابی چریکی به سبک بازاریابی محیطی توسط یک شرکت تولیدکننده شامپوی سگ

بازاریابی چریکی به سبک بازاریابی محیطی توسط KitKat

۷) بازاریابی حضوری

این روش دقیقا همان اصول بازاریابی محیطی را دارد (البته اگر به صورت بازاریابی پارتیزانی بخواهیم اجرایش کنیم، وگرنه به طور کلی با همدیگر فرق دارند)، با این تفاوت که در این روش، به نوعی سعی می‌کنیم تا ارتباط بهتر و نزدیک‌تری را بین محصول و مخاطب برقرار کنیم. مثال‌ها را ببینید، در هر کدام از آن‌ها مخاطب مالکیت آن کالا را می‌تواند احساس کند، درک کند، لمس کند…

 

۸) جایگزینی (Alternative Marketing)

در این روش سعی می‌کنیم تا به روشی خلاقانه، محصولمان را جایگزین یک اِلِمانی در خیابان یا اتوبان یا دیوار منازل و… کنیم؛ به نحوی که این جایگزینی، هویت محصول یا خدمات ما را نشان دهد.

بازاریابی چریکی به روش Alternative

۹) بازاریابی تجربه‌ای

در این روش کاری می‌کنیم که مخاطب، استفاده از محصول ما را تجربه کند. مثلا شرکت IKEA، مبل‌های خود را در ایستگاه‌های اتوبوس گذاشته تا مردم از نزدیک آن را تجربه کنند، و خب بالاخره دیدن چنین صحنه‌ای جذاب است و قابلیت Viral شدن دارد:

بازاریابی پارتیزانی IKEA

۱۰) بازاریابی فرضی

در این روش مخاطب را به گونه‌ای اجبار می‌کنیم که انگار در کنار یک سری کارها، باید محصول ما باشد.

مثال: هر موقع که فیلم سینمایی آمریکایی می‌بینید، دقت کنید که هر موقع بازیگران در حال خوردن کباب باربیکیو هستند، قوطی‌های یکی از معروف‌ترین برندهای آب جو را هم در کنار آن می‌بینید. خب بعد از یکی دوبار دیدن این صحنه‌ها، ذهن مخاطبان این نوع فیلم‌ها به این سمت می‌رود که هر موقع خواستند بساط باربیکیو راه بیندازند، یکی دو قوطی از محصولات این برند هم تهیه کنند!

بازاریابی فرضی توسط Heinneken

۱۱) Ambush Marketing

در این روش بامزه، سعی می‌کنیم تا به نحوی، به ضرر برندی که اسپانسر یک چیزی شده است، حرکتی انجام دهیم

درباره علی کشاورزمنش

این مطالب را نیز ببینید!

بازاریابی محتوایی چیست؟

همه ما به دیدن تبلیغات و شعارهای تکراری، وعده و وعیدهای دروغین، بنرهای چشمک زنی …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *